تبليغاتX
آوا و آوات

 

راي من به عنوان عضوی از ستاد روز گرگان در سال گذشته  به او براي انتخاب شدن به سمت دبير ستاد روز گرگان به دليل آنكه هيچ تجربه كاري از او سراغ نداشتم منفي بود. در واقع هيچ وقتي در نظر گرفته نشد كه بينديشيم و بررسي داشته باشيم كه اين گزينه پيشنهادي مي تواند در اين جايگاه به مسئوليت خود عمل كند يا نه فقط  مي خواهيم فردي صوري انتخاب شود...

 جالب است كه در آن روز يكي ديگر از چهره هاي رسانه اي شهر گرگان  براي برگزيده شدن به مسئوليتي مهم و نقش آفرين به او رايي مشروط داد. اما بقيه كه تعدادشان بيشتر بود او را براي دبيري شتاد روز گرگان به عنوان چهره اي با اصل و ريشه  گرگاني برگزيدند.

 اگرچه همچنان اعتقاد دارم  چنين مسئوليت هايي به افراد بسيار  باتجربه  نياز دارد اما او در مراسم روز گرگان بسيار قوي در مقام دبيري ستاد روز گرگان ظاهر شد به ويژه  در مراسم روز افتتاحيه با مطلبي كه همراه با تفكر  و نگاه عميق انتخاب كرده بود، نشان داد كه اگر چه جوان است اما بسيار با ذوق و انديشه،  فعاليت هاي خود را به پيش مي برد... طرف سخنم مهندس سيد ماهان هاشمي است...

 امروز شنبه 23 ارديبهشت به مناسبت تولد حضرت زهرا (س) روز زن نامگذاري شده است...

 ساعت 12 ظهر بود مشغول آماده كردن اخبار سازمان براي انتشار در وب سايت بودم. دختر خانم جوان وارد اتاقم شد گفت خانم پسر ك لي گفتم بله بفرماييد. در دستانش بسته اي نمايان بود. گفت: اين بسته از طرف آقاي مهندس هاشمي براي شما ارسال شده است. تعجب كردم پرسيدم بسته؟ گفت بله. اجازه خواستم صبر كنند تا ببينم چه بسته اي ارسال شده است بسته را باز كردم ديدم يك جعبه شيريني كه نام شيريني فروشي كندو  گرگان نيز  بر آن حك شده بود برايم ارسال شده است. حامل پيام افزود: به مناسبت روز زن آقاي مهندس هاشمي برايتان فرستاده اند...

 واقعا متعجب شده بودم چند ماهي بود كه بعد از مراسم ديدار با شهروندان مسيحي ديگر او را نديده بودم و از او خبري نداشتم... از خانمي كه زحمت كشيده بود بسيار تشكر كردم . او رفت و من در انديشه اين رفتار بودم.

 شايد ارسال جعبه شيريني به ظاهر اتفاق خاصي نباشد شايد به اعتقاد بعضي كوچك باشد و شايد به گمان برخي ها موضوعي قابل گفتن هم نباشد... اما شخصا اعتقاد دارم اين رفتارهاي غافگيرانه با احترام،  حكايت از انديشه هاي والا دارد. انديشه اي كه نشان از توجه او به مناسبت هاي خاص براي احترام به شان شهروندان است...  خيلي تلاش شد كه با تماس تلفنی قدرداني خود  را به آقاي هاشمي انتقال دهم اما متاسفانه موبايل او خاموش بود...

 از توجه اين انسان با انديشه كه سال ها پدر او را مي شناسم، بسيار متشكرم.

 

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 در ساعت 21:15 |

 

محمد حسین رادپور رئيس انجمن ماهي گيري ايران

بلاخره مشاهده دو سال كار و تلاش موثر، همكاري و همفكري، پي گيري مسئولانه و  بر نامه اي  نقش آفرين براي شهروندان سبب شد كه در سال سوم برگزاري مسابقه ماهي گيري با قلاب ويژه خانواده ها، گرگان به عنوان  سرزمين تاريخ و طبيعت ايران، از سوي رئيس انجمن ماهي گيري كشور به عنوان مركز و پايتخت ماهي گيري خانوادگي در ايران معرفي و انتخاب شود.

 محمد حسین رادپور كه روز جمعه ۲۲ اردیبهشت به همراه خانواده اش براي مشاهده چگونگي برگزاري اين مسابقه به گرگان سفر كرده بود صبح امروز در گفت و گويي در پاسخ به اين پرسشم كه با خبر شدم شما براي اعلام نظر نهايي ثبت نام گرگان به عنوان مركز ماهي گيري به دهكده توشن آمده ايد، حال نحوه برگزاري و حضور شهروندان را چگونه ديديد و ارزياي مي كنيد ؟ گفت: از سال نخست برگزاري مسابقه ماهي گيري در گرگان باخبر هستم و در سال دوم نيز گزارش خوب و با كيفيتي را از اين مسابقه دريافت كردم به همين سبب امسال تصميم گرفتم خود از نزديك براي مشاهده نحوه برگزار به گرگان سفر داشته باشم.

وي با قاطعيت اعلام كرد همان گونه كه نام زنجان را به عنوان پايتخت پياده روي همگاني ايران معرفي و به ثبت رسانيديم امروز هم نام گرگان را به دليل استقبال گسترده شهروندان و برگزاري مناسب مسابقه ماهي گيري به عنوان مركز و پايتخت جشنواره ماهي گيري خانوادگي معرفي و در فدراسيون ماهي گيري به ثبت مي رسانيم.

اما رداپور در عين حال پيشنهاد كرد  براي سال آينده مديران محترم شيلات و سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان اين مسابقه جذاب را در چند رشته مختلف از جمله فوتبال دستي به صورت جشنواره برگزار كنند.

به گفته وي حضور بالغ بر 600 شهروند براي شركت در مسابقه ماهي گيري با قلاب ويژه خانواده نويد اين موضوع را مي دهد كه با چند رشته ورزشي پرطرفدار مي توان شاهد حضور بيشتر شهروندان از سراسر ايران در اين جشنواره بود.

آنچه در اين رابطه بايد اضافه كرد اين است كه  سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان و اداره كل شيلات گلستان طي مدت 3 سال به صورت مشترك  برنامه جالب، ديدني و روحيه بخش ماهي گيري با قلاب را با همكاري صادقانه  كميته ماهي گيري گلستان در پيش گرفتند  و تا آنجا به پيش رفتند كه آببندان دهكده توشن كه كسي اجازه ورود به آن را نداشت به مكاني براي تفريح، سرگرمي و آموزش  ماهي گيري با قلاب براي خانواده ها تبديل كردند.

هم اكنون تلاش ها و پي گيري سبب شد اين فضاي زيبا هر روز پذيراي شهروندان علاقمند به طبيعت و  ورزش ماهي گيري شود.

جا دارد از تلاش و پي گيري هاي همكار خوبمان آقاي  فرزاد يعقوب زاده كه پيشنهاد دهنده اجراي اين مسابقه در سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان است، قدرداني كنم.

البته حمايت آقاي حسين خاني،  مديرعامل سازمان نيز نقش مهمي در پيشبرد اين برنامه داشته است.

و فراموش نخواهيم كرد كه پي گيري و همكاري دلسوزانه آقاي مهندس پاسندي مدير كل شيلات گلستان و طاهر گركز رئيس كميه ماهي گيري گلستان نيز در برگزاری این برنامه بسيار موثر بوده است.

و در پایان مشاهده طبيعت زيباي دهكده توشن را به همه دوستداراني كه تا كنون فرصت ديدن اين منطقه زيبا  را نداشته ، براي رفع خستگي يك هفته كار و كسب انرژي و  روحيه مضاعف دوباره پيشنهاد مي كنم.

 

 

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 در ساعت 23:39 |

 

 علي اكبر حسين خاني، مدير عامل سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان

عكس از خانه فرهنگ جوان

مراسم بزرگداشت مقام معلم در سالن ورزشي دانشگاه پيام نور گرگان

در كلاس اول ابتدايي هميشه در نمره املاء  زير 10 مي گرفت و  نمره اش از عدد 3 و 4 بالاتر نمي رفت. معلمي داشت به نام خانم بياني. خيلي دوستش داشت. مهربان بود و با روي خوش و احساس مسئوليت با آن ها  رفتار مي كرد. انگار فقط او مي فهميد كه اين نونهال بي علاقه به انگيزه بيشتر از همه چيز  نياز دارد. متاسفانه هيچ پيشرفتي حاصل نمي شد و نمره هاي تك رقمي براي درس املاء ادامه داشت.

معلم مهربان، خانم بياني با ارتباط موثر، دست از تلاش براي مهرباني و دوستي با اين كودك بر نمي داشت و بالاخره او  و درس گنجشك ها سبب شد ،  به پرواز درآيد و چشم ها را خيره سازد و نگاه ها را متعجب كند. او  با املايي از درس گنجشك ها نمره  20 را  گرفت.

براي مدير دبستان باور كردني نبود كه شاگردي به يكباره اين چنين جهشي داشته باشد. قبول نكرد و او را به دفتر مديريت برد كه بپرسد چطور و از چه طريقي املاء 20 شده است . او در قضاوتي عجولانه مي گفت: تقلب كردي و براي ثابت كردن گفته هايش از معلم خواست كه دوباره از او امتحان املاء بگيرد اما نه در كلاس بلكه در دفتر مدير....

 بانو بياني براي اين شاگرد انگيزه اي بود كه خود را ثابت كند. كتاب باز شد و درس گنجشك ها  براي او خوانده شد كه املاء بنويسد و نوشت در حضور همه . او با صداي با محبت معلم خود  از گنجشك ها نوشت بدون غلط و دوباره هم 20 شد... بعد از اين  ديگر املايش از 18 كمتر نشد.... و او  حتي شاگرد ممتاز هم شد، به كمك گنجشك ها و باغبان دانايي خود، خانم بياني...

اين خاطره توسط علي اكبر حسين خاني مدير عامل فعلي سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان در مراسم بزرگداشت مقام معلم عنوان شد.

حسين خاني در اين مراسم كه به ابتكار و تلاش فرخنده فيروز فرد مدير بانوي بازنشسته خانه فرهنگ جوان در سالن ورزش دانشگاه پيام نور گرگان در محله انجيراب برگزار شد، همچنين براي حاضران شركت كننده يادآوري كرد: خانم خردجو معلم کلاس پنجم ابتدایی من بود از ما خواست براي درس رياضي به خانه شان برويم تا با ما كار كند. ساعت 6 صبح  به در منزل آن ها رسيديم اما خجالت مي كشيديم كه زنگ منزل معلمان را كه منتظر ما است بزنيم. تا ساعت 8 صبح جلوي در ايستاديم. تا اينكه همسر معلمان براي بردن زباله در را باز كرد و ما را ديد و سريع به معلمان گفت و ما آن روز درس رياضي خود را با خانم خردجو چنين كار كرديم.

او اضافه كرد ما حتي براي سلام كردن به معلمانمان اجازه مي گرفتيم...

او از دانش آموزان خواست كه قدر لحظات شيرين و آموختني دوران دانش آموزي را بدانند و از لحظه لحظه هاي آن و راهنمايي هاي دلسوزانه معلمان استفاده مفيد را داشته باشند.

حسين خاني در اين مراسم از ابتكار عمل خانم فيروزفرد، مدير خانه فرهنگ جوان سازمان براي برگزاري اين مراسم قدرداني كرد و از اداره آموزش و پرورش شهرستان گرگان، دانشگاه پيام نور و مديريت و دانش آموزان مدرسه راهنمايي مرحوم حاج صفر روان براي همكاري و مشاركت در برگزاري جشن هفته معلم تشكر كرد.

 در اين رويدادفرهنگي، مشاوران فرهنگي سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان، رئيس و مشاور كميسيون فرهنگي شوراي شهر گرگان، مدير خانه هاي فرهنگ سازمان، رئيس اداره آموزش و پرورش شهرستان گرگان در جمع دانش آموزان و معلمان محله انجيراب و افسران حضور داشتند.

 در پايان روز معلم را به فرخنده فيروز فرد بانوي تلاشگر مدير خانه فرهنگ جوان و همه معلمان گرگان، سرزمين محبوب تاريخ و طبيعت ايران، صميمانه تبريك مي گويم.

 

 

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 در ساعت 22:55 |

 

اهدا گل به بانو مریم آسیابان مامای با تجربه شهر گرگان

معرفی اتاق زایمان

حضور صمیمانه زلیخا گرمانی مامای زایشگاه فلسفی

اهدای لوح تبریک مامای با تجربه به کادر زایشگاه فلسفی

هنرجویان خانه فرهنگ پرسش در جمع دو مامای شهر گرگان

بهارین در جمع بازدیدکنندگان

و بهارین در دستان با مهر دو مامای گرگان

عکاس: علی صالحی

 

 روز شنبه 5 می 2012 برایر با 16 اردیبهشت 1391 روز جهانی مامایی بود. به ابتکار قشنگ آقای علی صالحی مدیر محترم خانه فرهنگ پرسش سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان ، سبب شد به رغم خستگی جسمی یک روز پر کار، عصر دلنشین، روحیه ساز و موثری را با هنرجویان دختر و پسر نونهال و نوجوان در بازدید از زایشگاه بیمارستان فلسفی گرگان داشته باشم.

در این روز به یادماندنی مریم آسیابان، مامای تحصیل کرده گرگانی که در سال 1357 در این رشته فارغ التحصیل شده است و به مدت 30 سال نیز در این رشته  در شهر گرگان مشغول به خدمت بوده است ما را از مراحل مختلف بخش های زایشگاه این بیمارستان نام آشنای گرگان آگاه ساخت به طوری که هنرجویان در فضایی کاملا متفاوت متوجه شدند که یک مادر چه مراحلی را باید برای مادر شدن سپری کند.

سوال های متعددی داشتند و انگار برایشان سخت بود که باور کنند چگونه آن ها هم پای به این دنیا گذاشته اند. و در این بازدید آموزنده متوجه شدند که مادر شدن چقدر کاری سخت و دشوار اما در عین حال ثمره آن بسیار شیرین و لذت بخش است.

هنرجویان به کمک بانوی محترم زلیخا گرمانی  مامای زایشگاه بیمارستان فلسفی که 10 سال است به این شغل پر زحمت مشغول است،  آموختند که چگونه یک مادر باردار را از نظر روحی و جسمی آماده به دنیا آوردن کودک خود می سازند.

و آنچه جالب و سوال برانگیز به نظر می رسید این بود که در این روز تنها یک کودک به شیوه طبیعی در زایشگاه فلسفی گرگان پا به دنیا گذاشت. مشاهده نوزادی که صبح آن روز چشم به جهان گشود در آخرین مرحله همه ما را غافلگیر  و شادمان کرد. از پرستارش پرسیدم نامش چیست؟ گفت بهارین... هنرجویان به نزدیکش رفتند اما پس از دقایقی با صدای گریه او فهمیدیم که باید او را با مادرش تنها بگذاریم.

در اين روز به يادماندني آقاي سيد مهدي سيف مشاور محترم سازمان نيز همراهمان بود.

براستی چه روز دلنشینی بود ، رویش بهارین در روز جهانی مامایی...

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 در ساعت 12:22 |

 

 

وقتي نامش را خواندند به آهستگي بر پله ها قدم بر مي داشت و هيچ عجله اي در گام هاي خسته او مشاهده نمي شد. انگار ذوقي و شوقي ندارد كه دريافت كننده جايزه اي باشد به نام بانوي كارگر نمونه از شهرداري گرگان...

در ورزشگاهي از او تقدير شد كه سال ها در گرماي زياد و سرماي شديد در آن به خدمت مشغول است. نامش عليا ايماني است.

از او در كنار 12 كارگر ديگر تقدير شد نه آنكه نخستين كسي است كه از ساعت 6 صبح وارد سازمان مي شود و نه اينكه آخرين كسي است كه 6 بعد از ظهربه عنوان آخرين پرسنل سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان خسته از سازمان خارج مي گردد. بلكه از زحمت هاي او قدرداني شد  به اين دليل كه وجدان كاري دارد. به اين خاطر كه با كسي كاري ندارد و جزء به انجام مسئوليت به چيزديگري نمي انديشد و مشغول نمي شود.

از او تشكر شد به اين خاطر كه با نظم فعاليت ها را به پيش مي برد و  او را تشويق كردند و هديه دادند به اين دليل كه ادعايي ندارد در انجام كارهايش و صادقانه تلاش مي كند. و با اين دلايل او شد بانوي كارگري نمونه از ميان پرسنل سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان...

او نمونه است همچنين در زندگي، زيرا  مسئوليت كاشانه اي را به عهده دارد كه هم بايد مادر باشد  و هم پدر... بانويي است كه فشارهاي زيادي را تحمل مي كند و آبرومندانه زندگي را به پيش مي برد...

سالن علي محمدي سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري گرگان در روز جهاني كارگر با برپايي جشني شاد در شب پنج شنبه 14 ارديبهشت از 13 كارگر نمونه خود از بخش هاي مختلف شهرداري گرگان با اهدا لوح و جايزه نقدي تقدير كرد.

اين كارگران علي اكبر جعفري، محمد جعفر ياورزاده، براتعلي رخش، حميد عزيزپور، محمد حسن زارعي، هادي مسگري، موسوي، اسماعيل طاهرپور، حسينعلي احمدي پور، محمد شاهي، حسين باقري، مجتبي احمدي و عليا ايماني.

براي همه آن ها قوت و سلامتي بيشتر آرزومندم.

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 در ساعت 23:43 |

 

سخت است باور كردنش كه بغچه زندگي براي بستن آماده باشد اما باز نكرده برگرديم... چرا مي تواند باوركردني باشد آن هم وقتي كه اين اعتقاد را داشته باشيم كه خدا چه مي خواهد،  آن هنگام است كه به قدرت و حكمت او مي مانيم زیرا او می خواهد كه منبعي باشيم همچنان براي مهرورزي به دوستداران و چشم انتظاران.

روز شنبه 9 ارديبهشت براي پي گيري موضوع اطلاع رساني برنامه ملي برون سپاري شهرداري هاي كشور كه قرار است به ميزباني شهرداري گرگان برگزار شود به اين نهاد اجتماعي رفتم. قرارمان در روابط عمومي با تعدادي از خبرنگاران بود. خود را زودتر از زمان اعلام شده رساندم كه نرسيده به اتاق روابط عمومي، تلفن همراهم به صدا در آمد. خانم مسگر از همكاران روابط عمومي شهرداري گفت برنامه به يك ساعت بعد موكول شده است...

به سرعت دو كاري كه در برنامه داشتم را انجام دادم و نيم ساعت وقت باقي مانده بود كه تصميم گرفتم به شوراي شهر گرگان بروم براي احوال پرسي همكاران. طبق معمول به روابط عمومي كه روزهاي سخت كاريم را برايم تداعي مي كند وارد شدم.  در كنار آقاي رئيسي نشستم هنوز دقايقي از احوال پرسي ها نگذشته بود كه به من گفت خبر آقاي مداح را نمي گيري؟ پرسيدم مگر چه شده است؟ گفت وضعيت قلبش بسيار سخت شده و او  در بستر بيماري است و شرايط ناراحت كننده اي را سپري كرده است.

برايم دشوار بود كه بپذيرم محمد مداح، اين انسان عاشق فرهنگ، تاريخ و ادب گرگان زمين در بستر بيماري ايام دردآوري را تحمل كند.

وقتي تازه از تهران به شوراي شهر گرگان آمده بودم نخستين كسي كه با فروتني به ديدارم  آمد آقاي مداح، نويسنده و طنز نويس با مسئوليت  ديار تاريخي گرگان بود.  و حالا او  دوراني را پشت سر مي گذراند  كه انتظار و تحمل مشاهد ه آن را نداشتم.

به سرعت هماهنگ شد و با آقاي محمد عرب احمدي همکار خوبم در روایط عمومی شورای شهر گرگان كه اين روزها،  شدت و حدت فشارها بر او مضاعف شده است با همراهي همسرش خانم حسینی به ديدار عاشق يادگيري و مطالعه  و پژوهش در محله سروش واقع در ابتدای خیابان پارك جنگلي النگدره شتافتيم.

با روي خوش همسر با وفا و مهربانش مواجه شديم اما دلم انتظار ديدار او را داشت كه ناگهان همان صدای همیشگی به آرامي خطابم قرار داد. ضعيف شده بود و كمي به سختي قدم بر مي داشت. به رغم شرايط سخت بيماري همچنان با لبخند پذيرايمان شد.

محمد مداح با تلاش و سخت كوشي  گنجينه اي از آثار و نوشته هاي با ارزش تاريخي، فرهنگي و ادبي را در زندگي جمع آوري كرده است كه در كتابخانه شخصي او نگهداري مي شود.

بسياري از دانشجويان مقطع ليسانس و فوق ليسانس براي تحقيق از كتابخانه او استفاده هاي فراوان برده اند. او  به كتاب هايش عشق مي ورزد و از خواندن و تماشاي آن ها سير نمي شود.

همسر فرهنگ دوست و فرهنگي او بانوي محترم، عصمت رحمتي كه آقاي مداح زندگي دوباره ي خود را بعد از لطف خدا، به دليل شب زنده داري هاي او مي داند، گفت:  برايم عجيب است كه آقاي مداح با تماشاي تلويزيون به سرعت خوابش مي گرفت اما تا ساعت ها به خواندن كتاب مشغول بود و نمي خوابيد.

او اكنون آن قدر ضعيف و  بيمار است كه به سختي وارد كتابخانه مي شود. ريه ها او عفوني شده است و اگر چه با تشخيص به موقع و درمان هاي مناسب و موثر تا حدود زيادي سبب شده  وضعيت جسمي اين انسان دوست داشتني تحت كنترل درآيد،  اما قلبش به دليل عفونت ريه ها وضعيت دشواري پيدا كرده است به طوري كه شب ها نفس كشيدن براي او بسيار دشوار شده و به گفته خودش احساس خفگي به او دست مي دهد.

بر روي قلب مداح اكنون غصه كارهاي نيمه تمام تحقيقات سنگيني مي كند  و همين امر وجودش را آزرده ساخته، اما شريك زندگي اش كه نخستين مدير مدرسه راهنمايي كردكوي در سال هاي 50 – 49 بوده است به او مي گويد: غصه نخور همچنان كه ايرج افشاري پيدا شد كه كارهاي مسيح الله ذبيحي را تمام كند فعاليت هاي نيمه تمام تو هم به وسيله انسان هاي دوستدار فرهنگ گرگان زمين جمع آوري و گردآوري خواهد شد.

مداح 77 ساله  از زماني كه نوجوان دبيرستان بوده،  توانايي بالايي براي نوشتن داشته است هفته اي نبوده است كه مطلبي از او  بر ديوار مدرسه نصب نشده باشد.

سال ها پي گيري كرده است و با تحقيق و مطالعه، كتاب هاي ارزشمندي را جمع آوري ساخته است. در كتابخانه او بزرگاني چون مرحوم دكتر منوچهر فرهنگ اقتصاد دان خوشنام گرگاني هم با قلمش ، آثارش را به مداح عزيز هديه كرده است.

او همچنان مهربان است و با مهرباني مهرورزي مي كند. زيرا قلبش با مهرورزي است كه تپش دارد.  او نمي خواهد كسي را براي شرايط جسمي اش به زحمت بيندازد اما ما كه نبايد او را فراموش كنيم. مداحي كه براي همه در همه شرايط  خوبي و مهرباني عرضه كرده است...

  صبوري، متانت، و اخلاق نيكوي اين مرد شريف برايم هميشه ماندگار خواهد ماند. از خدا مي خواهم به او قوت دوباره ببخشد.

 ديدار و ملاقات با مداح عزيز با اين شعر توسط او  پايان يافت:

بهشت آنجاست كه آزاري نباشد

كسي را  با كسي كاري نباشد

 

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 در ساعت 0:13 |

 

 پروفسور محمد پسر ک لی

 

 تمام تعطيلات را در دفتر كارش مي گذراند. مي نويسد و مي خواند.  تفريحش بازديد از گياهانش در گرمخانه اش است. ورزش او هم قدم زدن در آزمايشگاهش است كه ببنيد چه ثمري تلاش ها به بار آورده  است... و زحمات شبانه روزي او  شگفتي ساز مي شود براي گرگان، ايران و جهان.

 دانشگاه آريزونا در "بال روم شمالي"  كه يكي از بزرگ ترين سالن هاي تشريفاتي اين دانشگاه  است  با برگزار ي مراسم جشني  به يادماندني در روز سه شنبه 10 اپريل 2012 ميلادي (22فروردين 91 شمسي) از  پروفسور محمد پسر ك لي، شهروند ايراني و گرگاني براي چهارمين بار  به عنوان استاد نمونه و ممتاز دانشگاه آريزونا در سال 2012 تجليل كرد.

 انتخاب پروفسور پسر ك لي به عنوان  استاد ممتاز و نمونه كه از بين 1500 استاد دانشگاه آريزونا  صورت گرفته  است به دليل بهترين روش تدريس از نظر دانشجويان، انتشار 8 جلد كتاب در مدت 20 سال، تهيه و انتشار بي سابقه 12 مقاله در مجله هاي معتبر بين اللملي و امريكايي در طول يك سال ( كه ركورد تعداد مقاله عدد 8 است كه البته  متعلق به اين استاد با اعتبار و ارزشمند است) و جذب 5/2 ميليون دلار اعتبار به دانشگاه براي نوشتن طرح هاي تحقيقاتي از كمپاني ها ي بخش خصوصي موسسه های دولتی مثل سازمان فضای سبز امریکا است.

 اين انتخاب در حالي صورت مي گيرد كه اين استاد و شهروند ماندگار  گرگاني در سال هاي 1984، 1889 و ۲۰۰۱ نیز به عنوان استاد نمونه و ممتاز معرفي و انتخاب شده بود.

 در مراسم برگزار ي تجليل از اين استاد نمونه ايراني و گرگاني گفته هايي بسيار  آموختني توسط رئيس و معاونان  دانشكده و دانشگاه آريزونا مطرح شد كه به اطلاع شهروندان مي رسانم...

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 در ساعت 21:40 |

 

 

 جهان بدون بانو، جهان سياهپوش و غريبي است. جهاني است كه در آن ديگر فصل ها عوض نمي شوند هميشه زمستان است با صداي سوزي هميشگي كه از لاي درز درهاي چوبي بهشت و جهنم، درهاي چرمي سالن هاي تئاتر، درهاي آلومينيومي سينماها و پنجره هاي پر از لك خانه هاي غمگين مي آيد.

 در چهان بدون بانو، شب ها از ماه خبري نيست چرا كه ماه فقط به ميهماني بانو مي آيد و هيچ فصلي، فصل انار نيست چرا كه انار فقط در حياط خانه بانو مي رويد و هيچ آئينه اي شناسنامه ندارد در جهان بدون بانو!

 كسي كه براي دختران كوچك يتيم كه پابرهنه از زير درخت ها رد مي شوند و آواز شتر ها را در خواب، به زبان مادري گريه مي كنند، لقمه نان و خرما نمي گيرد. در جهان بدون بانو، هيچ گردنبند مرواريدي نيست. همه گردنبند ها زنجيره اي نازكي از خارهاي كوچك اند كه به گردن دختر هاي سه ساله مي اندازند و آنها را به اسيري مي برند. همه گردنبند ها در تقسيم هاي ناعادلانه شريك مي شوند هيچ كس را به مصالحه نمي كشندهيچ دو برادري را آشتي نمي دهند. در جهان بدون بانو، برادران با هم قهر مي كنند و كسي براي به دنيا آمدن دختران، به مادران تبريك نمي گويد!

 در جهان بدون بانو، جايي براي دختران نيست. دختران سهمي از آب، درخت، پروانه، آواز شتر، نمك، قاليچه، آوازهاي محلي، خنده، پرندگان مهاجر، سيب، ستاره هاي دنباله دار، بادام كوهي، نيايش سحرگاهي، سنگ مرمر و دنباله هاي بلند لباس هاي توري عروسي ندارند.

 در جهان بدون بانو، تنها سهم دختران، قطعه زميني است كه صداي گريه آنها را بميراند براي هميشه تا ته خاك هايي كه حتي ريشه درختان نيز به آنان نمي رسد تا سنگ تا دهان هاي بسته اي كه ياد گرفته اند گريه ها را بخورند و بغض ها را شكسته فرودهند.

 جهان بدون بانو، شكل جهان نيست. جهان بدون بانو، شكل نابودي جهان است و هر آوازي كه در آن خوانده  شود، شكل مرثيه ممتدي از شب هاي بي ستاره است كه بيوه ها دسته جمعي آن را مي خوانند و سر به بيابان مي گذارند.

در جهان بدون بانو، كسي براي همسايه دعا نمي كند. روي ديوار همسايه هميشه جغد شوم نشسته است و از خانه اش صداي شيون مي آيد.

 در جهان بدون بانو، همه فقيرند هر روز ظهر به در خانه هاي يكديگر مي روند و گرسنه باز مي گردند. كسي صداي خواهش آنها را از نوك انگشت هايشان نمي شنود.

 در چهان بدون بانو، هميشه تشنگي بيشتر از آب است قحطي بيشتر از غذا كساني كه حقشان را در تكه زمين هاي كوچك و بي شكلي ذخيره كرده اند هميشه دست بسته و محكوم. به كساني خيره اند كه آن تكه زمين ها را در چمدان هايشان مي گذارند و به نام خودشان از آنجا مي برند.

 در جهان بدون بانو، كسي به آنها اعتراض نمي كند. حواس همه تنها به خودشان است. به پنجره هاي خودشان پرده هاي خودشان سفره هاي خودشان گردنبند هاي خودشان لقمه هاي خودشان و هر چيزي كه در اين دنيا به نام آنهاست. بدون آنكه بدانند هيچ به آنها متعلق نيست و به زودي نامشان از روي همه چيز پاك خواهد شد. حتي از روي سنگ قبر هاي لب پريده بلند و چهار ضلعي بداخلاق و پر ادعايشان!

 

 نويسنده: ليلي شيرازي

* چاپ در نشريه دوچرخه ضميمه روزنامه همشهري روز پنجشنبه 15 ارديبهشت ماه 90         

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 در ساعت 21:25 |

 

از خانم دکتر توفیق و آقای دکتر پسر ک لی از امریکا برای انتخاب و ارسال این تصاویر بسیار ممنون هستم.

+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 در ساعت 7:54 |

 

 

دكتر اسماعيل كهرم

 

امروز 21 اپريل برابر با  دوم ارديبهشت روز جهاني زمين پاك نامگذاري شده است. مطلب درخور توجه اي از استاد بزرگ ايران، استاد و صاحب نظر محيط زيست، دكتر اسماعيل كهرم  عزيز كه وجودش سراسر درس و حكمت  است در همشهري خواندم كه پيشنهاد مي كنم شهروندان عزيز هم آن را مطالعه كنند. اين مطلب برگرفته از همشهري آن لاين است. اميدوارم بتوانم روزي با برنامه ريزي شاهد حضور اين استاد ارجمند  در گرگان باشم. زيرا يكي از موضوعات بسيار حساس و با اهميت در زمينه آموزش شهروندي تشريح اهميت محيط زيست براي مردم است.

 

سرآغاز

  محيط زيست- مناسبت ها - دكتر اسماعيل كهرم: مسافرت با قطار را چقدر دوست دارم. به راستی در مقایسه با سایر وسایط نقلیه، قطار یک سر وگردن از همه برافراشته‌تر است،

 از نظر ایمنی که به مراتب از تمامی وسیله‌ها مطمئن‌تر است و هیچ وسیله دیگری قابل مقایسه با آن نیست. از نظر زدودن خستگی از تن مسافران نیز قطار به مراتب راحت‌تر است و مسافر حین سفر زمان استراحت، مطالعه، مشاهده فیلم، گوش کردن به رادیو و... را خواهد داشت و لذا زمان سفر سریع سپری می شود؛ آن‌قدر سریع که مسافر هنوز از دیدن دشت و بیایان سیر نشده به مقصد می‌رسد. از نظر بنده همه این مزایا یک طرف، امکان مشاهده طبیعت و طی طریق در مناطق کوهستانی و دشت‌های باز، یک طرف. سفر با هواپیما شما را از بالای ابرها به پرواز در می‌آورد و نمی‌دانید زیر پای شما چه می‌گذرد و اتومبیل هم شما را به یاد قوطی کنسرو و ماهی ساردین می‌اندازد. خسته و کوفته به مقصد می‌رسید و اگر راننده باشید حق مشاهده و لذت بردن از طبیعت را ندارید. بنابراین بنده بنابر عادت معلمی، نمره 19 را برای قطار، 17را برای اتوبوس، 15 را برای هواپیما ونمره مردود را به اتومبیل شخصی تخصیص می‌دهم. راستی یادم رفت که یکی از مهم‌ترین مزایای مسافرت با قطار (شاید هواپيما هم چنين مزيتي داشته باشد) ملاقات با مردم همسفر، هم كوپه و هم قطار است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيره پسرك لي در شنبه دوم اردیبهشت 1391 در ساعت 22:6 |
html